انتظار...
در افسانه ها از پرنده ای شگفت انگیر یاد شده است ...پرنده ای که در طول زندگی اش تنها یکبار آواز می خواند ...از بدو تولد او به دنبال صحرایی پر از خار می گردد و تا آنرا نیابد آرام ندارد و آنگاه که یافت ؛ تیزترین و بلندترین خار را انتخاب می کند و خود را به میان آن می افکند و زیباترین آواز را سر می دهد تا جاییکه جان بسپارد ...بلبلان و چکاوکان با مرگ او نغمه سر می دهند ... او تمام زندگی اش را به یک آواز می بازد ... آوازی که همه آنرا می شنوند ... و خداوند و فرشتگان نیز در آسمان گوش فرا می دهند و لبخند بر لبان شان جاری می گردد...
عکس: همدان-تابستان ۸۵
