چه خوب که روزنامه شرق رو بستن ...
آنجا که عشق ، غزل نیست
حماسه است ،
هر چیز را صورت حال باژ گونه خواهد بود :
زندان باغ آزاده مردم است .
و شکنجه و تازیانه و زنجیر ،
نه وهنی به ساحت آدمی
که معیار ارزش های اوست .
کشتار ، تقدس و زهد است
و مرگ ، زندگی است .
و آنکه چوبه دار را ببالاید
با مرگی شایسته پاکان
به جاودانگان پیوسته است
آنجا که عشق ، غزل نه
حماسه است
هر چیز را صورت حال
باژگونه خواهد بود .
رسوائی شهامت است
و سکوت و تحمل ، نا توانی
از شهری سخن می گویم
که در آن شهر خدا ئید ؛
دیری است با من سخن به درشتی گفته اید
خود آیا به دو حرف تابتان هست ؟
تابتان هست ؟
شاملو
چه خوب که شرق رو بستن ، خیال همه راحت شد . فقط می مونه یه دهن بند و یه چشم بند که اونم به همین زودی ها به همه مون می دن ... همین .
روزنامه شرق برای بار چهارم توقیف شد . رادیو زمانه





